X
تبلیغات
زولا
اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

بخشیدمت.....

 

 بخشیدمت و دارم سعی میکنم که فراموشت کنم....

ولی بدون از وقتی که پاتو از در خونه گذاشتی بیرون و پشت کردی و رفتی

من مرده فرض کردمت....و اینو مطمئن باش تا الان اجازه ندادم که کسی پشت مرده ی تو حرفی بزنه...

بخشیدمت و سپردمت به خدا...

 

به خاطر همه ی اون نامهربونیات

به خاطر همه ی اون کم لطفیات...بد اخلاقیات، کم حوصله گیات، داد و هوارات....

به خاطر همه ی اون لحظه هایی که بهت نیاز داشتم و تو نبودی....

به خاطر همه ی اون روزهایی که من منتظر اومدنت بودم و تو ...کجا بودی....؟!!

به خاطر  همه ی اون  محبتی که حق من بود و تو ازم دریغ کردی....

به خاطر همه ی اون چیزایی که تو زندگی واسم کم گذاشتی.....

 

من سالهاست که فراموش کردم که تو هم وقتی وجود داشتی....

من تو رو ، تو خودم کشتم....تو واسه من یه تموم شده ایی...

با اینکه می دونم یه روز برمیگردی...ویلون و پشیمون....

من دیگه اون بره کوچولو نیستم که وسط گرگا ولم کردی و رفتی پی زندگی خودت و دلت هم اصلا برای بی کَس شدنم نسوخت و ..اصلا بفکرم نبودی....

می دونم الان همش تو فکرت منم و آیندم و زندگتم بعد تو..... و کلی پشیمونی...

ولی عزیز من دیگه پشیمونی سودی نداره...

من بزرگ شدم با همه عقده هایی که تو دلم مونده....

ازت گذشتم و بخشیدمت و سپردمت به خدا....

اون بلده چه جوری تلافیه منو سرت در بیاره....

تو  دلم یه حرف که میخوام بگم...میدونم که خوب نیست بگم، و  پشت سر مرده حرف زدن خوبیت نداره  و الان کسایی که میدونن منظورم با کیه...بهم میگن..کار خوبی نکردی دختر ...و کلی نصیحت...و از این حرفا....

ولی میخوام بگم تا دیگه تو دلم نمونه....

میخوام بگم که...

 

بــــــــــــرو به درک  


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 30 آبان 1386 ساعت:18:16 | نویسنده:جیغ

بــــــــرو ببینش...

 

 

 

http://mellodirain.blogfa.ir/

 

 

 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 24 آبان 1386 ساعت:03:06 | نویسنده:جیغ

خواهش..التماس...

 

 

 

تو رو خدا

 

               نـــــــــــــــــــــــــــرو....


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 19 آبان 1386 ساعت:22:33 | نویسنده:جیغ

هشدار!!!


این یه حرف با همه کسایی که فضولن تو زندگیم....


من کیم...چیم...چیکار میکنم...


از کجا اومدم...و به کجا میخوام برم.....


به کسی ربطی نداره....که بخواد بیاد حرف مفت بزنه واسه من....


و زبونشو دراز کنه....من قیچی کردنم خوبه....هم دم قیچی میکنم. هم زبون....


هر کسی که حرفی داره ...پشت نت قائم نشه....بیاد مردو مردونه حرفش رو بزنه....


درضمن کسی که میاد نت و مثل من وبلاگ و سایت داره دلیلی نداره که حتما اسم یا مشخصات واقعی شو بزاره اونجا...


دوستان من که منو خوب میشناسن..بقیه هم که به من ربطی ندارن که میشناسن یا نه...


کسی هم که شناخت. خوب ..خوش بحالش....


فقط یه خواهش....


تو زندگیم و کارام فضولی نکنین...که بد خور اخلاقم سگ و بد پاچه میگیرم....


دیگه با خودتون......


پیداتون کنم.....بیچاره اید....همین


از من گفتن بود....



نسخه قابل چاپ | تاریخ: 17 آبان 1386 ساعت:13:50 | نویسنده:جیغ

مین ترم برنامه نویسی....

 

جمعه امتحان مین ترم برنامه نویسی دارم...

چه خاکی توی سرم کنم.....

هر چی میخونم و تمرین میکنم....

هیچ....

هیچی نمی فهمم و تازه 20 هم میخوام..آخه چیکار کنم...

اییییییییییییییییییییییییی خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا...


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 16 آبان 1386 ساعت:12:26 | نویسنده:جیغ

یه سوتی...

قبلا گفتم که خوابگاهمون کافی نت دار شده....

دوتا هم مسئول داره....که از کامپپوتر فقط...نه هیچی بلد نیست حتی خاموش کردنشو...

یه شب مسئول کافی نت با کمک مسئول خوابگاه و سر پرست خوابگاه

پشت سیستم سرور نشسته بودن و ادعای چیز فهمیشون میشد...

می خواستن سرور و خاموش کنن...سیستم هی ریست میشد و خاموش نمیشد...

اومدن منو صدا کردن و گفتن که سیستم خراب شده و همش رست میشه و خاموش نمیشه...

ما هم اومدیم ببینیم چی شده....وقتی که دیدم چرا خاموش نمشه....

می خواستم بپُکم از خنده....

سیستم رو، رست تنظیم بود و هر وقت که اونا اوکی میکردن، سیستم رست میشده...

طفل کیاااا...جام  کرده بودن ....

یه شب دیگه....

این کیبورد هایی که جدیدا خریدن...وسط کار یهو هنگ میکنن و تا سیستم و خاموش روشن نکنی، کیبورد کار نمی کنه....

بار اول که اتفاق افتاد مسئول کافی نت میخواست، ویندوز رو عوض کنه... و بار دوم هم به اون دختره که پشت سیستم بود...گفت:

تو دیگه حق نداری بیای اینجا .....

میزنی سیتم ها رو داغون میکنی.....

 

 

بخدا من ادعای دونستنم نمیشه....فقط اینو میخوام بگم که اگه چیزی بلد نیستی،  بپرسی چیزی ازت کم نمیشه...

بلد هستی ادعا کن....ولی اگه بلد نیستی ادعا کنی ...چیزی جزء ضایعگی واسه خودت نداره...

حالا از ما گفتن بود....


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 15 آبان 1386 ساعت:20:19 | نویسنده:جیغ

بی سواداااااا

هه....

نمی دونستم دانشگاه قشم اینقدربی سواد داره که ار اینترنت حتی چت کردنش هم بلد نیستن...

فقط ادعا شون میشه....که کامپوتر دارن تو خونه.....و یا اینکه رشتشون کامپوتره...

آخه من بد بخت چیکار کنم....

تازه بعضیاشون طلبکارن که بیا واسمون آی دی بساز.....(گه خوریا)

الان باید برم....

بدا حسابی از سوت ی هاشون واستون مینویسم....

تازه یه مسئول تازه اومده اینجاااااا که هیچی نمی فهمه....

یعنی هر تا بر از اینترنت و کامپوتر نمی فهمه....

فعلا بای....

 

 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 12 آبان 1386 ساعت:23:57 | نویسنده:جیغ
  1    2  >>