X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

داداش کایکو

داداش کایکو من جدیدن ژان وال ژان هم شده . . .


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 28 مرداد 1387 ساعت:18:46 | نویسنده:جیغ

یاد تو

من از او خاطره دارم

                    خاطراتی خوب و زیبا

                                      مثل زیبایی رویا

من از او خاطره دارم

                    خاطراتی خوب و شیرین

                                     مثل زیبایی آوار

 

من از او خبر ندارم      

                   اینو من باور ندارم

 

باور تنهایی موندن

باور تنهایی خوندن

باور بازی رو باختن

یادگار عشق رو بردن

 

اگه ابر که بارون می زنه

                       می زنه به موج دریا می زنه

می زنه به دشت و دریا می زنه

                        دل من که داره فریاد می زنه

عاشقم...

عاشقتم من

عاشقتم از روز ازل

 

عاشقم...

عاشقتم من

             بابت عشقت تا ابد

 

 

    هنوزم وقتی یاد تو می افتم دلم از غصه می لرزه... نیمه شعبان امسالم نبودی که بهم عیدی بدی، گردنبد نقرت هنوز گردنمه همونی که نماد دریاست ، یادت میاد؟ نیستی چرا؟ دیگه حتی به خوابمم نمیای که با هم سیب بخوریم، نصف من، نصف تو!

اون لبخندت، اون صورت ماه گونت و اون آرامشت دم رفتن حک شده تو خاطرم. تو می خندیدی و خوشحال از آزاد شدنت و ما گریه از غم رفتن و غصه ی اینکه بودنتو نفهمیدیم، بعد اون شبی که با هم سیب خوردیم به این باور رسیدم که نرفتی، هستی اینجا، فقط و فقط تو خونه ی ما، پیش من و دادایی و مامانی، می دونی چرا؟ چون همیشه این مامانی بود که به حرفات بهاء می داد و هر کاری که داشتی انجام می داد، الانم که هر وقت چیزی خواستی از مامانی خواستی و سراغ هیچ کس دیگه هم نرفتی... . یادت می یاد شب آخر با دستای نرمت که حالا دیگه قوتی براش نمونده بود دستامو تو دستات گرفتی و گفتی : تو هیچ جایی نرو بمون اینجا و من قول دادم که بمونم! ولی تو که خوابیدی رفتم. .. و فردا صبح واسه اومدن من دیگه دیر شده بود... تو رفته بودی  ...بیا بگو که ازم دل گیر نیستی . . .   دوست دارم بی بی ماهو...





ته نوشت:

۱. تو رفتی و بی تو، هوای خونه سرده . . .


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 27 مرداد 1387 ساعت:15:37 | نویسنده:جیغ

۱۰۰٪ موافقم

مردان در صید عشق به اندازه نامنتهایی نامردن...
گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند...
اما همین که مطمئن شدند...
مردانگی را در کمال نامردی به جای می آورند...

"دکتر علی شریعتی"



ته نوشت:

۱. همه کس و همه چیز را دوست بدارولی به هیچ کس و هیچ چیز دل مبند.
نسخه قابل چاپ | تاریخ: 25 مرداد 1387 ساعت:18:52 | نویسنده:جیغ

بچرخ تا بچرخیم

* چه خوبه همیشه ما با هم باشیم           من و تو دشمن درد و غم باشیم

   چه خوبه دلامون از امید پره                    غم داره از من تو دل می بره

   من با تو خوشم تو خوشی با دل من        از دست من و تو غصه ها خسته میشن

   من با تو خوشم تو خوشی با دل من        از دست من و تو غصه ها خسته میشن




* آقا جان خیلی حرفا بود واسه گفتن که از این به بعد همشو جای دیگه می نویسم اخه اینجا نامحرم خودشیرین کن و شاکی زیاد شده، منم که حوصله ندارم واسه تک تک شون توضیح بدم که اینجا فقط واسه دل خودمه و همه مسائل بی ربطو اینجا به هم ربط می دم . . . به کسی هم ربطی نداره.




* دکتر نظیفی استاد ریاضی کاربردیمون طفلی با اینکه میانترم رو فوق العاده آسون گرفت ولی ... قیافه ی ما هموچنان شکل علامت سئوال بود حالا من و دوستام بار اول بود دیفرانسیل و لاپلاس و سری فوریه به چشممون می خورد %70 بچه ها بار سه و چهارمشون بود...  همه امتحان دادیم در حد جام جهانی...



* یه مشت ملت بیکار میشینن پشت میز دانشگاه ها و پول مفت می گیرن و پاپوش درست می کنه آخه تو که از کامپیوتر چیزی سرت نمیشه بیخود می کنی میای حرف مفت می زنی...

یه هم دانشگاهی کار جالبی کرده آمار ملت دانشجو و کارمند رو می نویسه تو وبلاگش... ولی خوشم اومد از این کارش که یه ملتی رو گذاشته سر کار ... با اینکه پاچه من رو گرفتن و یه بنده خدای بی تقصیر تر از همه رو،  ولی ایرادی نیست... خوشم میاد که یه عده سر کار رفتن. کلی کیف کردم من... با اینکه اولش کلی داغ کرده بودم...



* آقای خود شیرین کن که بی آزمون می خوای استخدام شی اصلا واست آرزوی موفقیت و پیروزی نمی کنم و اینو بدون که از هر دستی بدی از همون دستم پس می گیری... چوب لای چرخ کسی نزار و نون کسی رو هم نبُر که چوب خدا صدا نداره و اگه بزنه دوا نداره... از ما گفتن بودااااا



* آها یه چیز این واسه همست مخصوصن...  مهم نیست مدرکت چیه، فوق لیسانسی یا دکتری یا فوق دکتری ، مهم اینه که چقدر شعور داشته باشی، همیشه مدرکتو نگاه نمی کنن بلکه شعورتو و فهمتو و درکت رو می بینن که نداری... ضایع کردن یه کی که یه پله پایین تره خودته فکر کردی جالبه... اگه من جای اون شخص بودم و این رفتار با من میشد، دیگه بزرگتریو استاد و دانشجو نمیشناختم، می شستمت و می زاشتمت کنار در نگهبانی خشک شی . . . .



 

در بنفش

تکه ای زرد افتاد

قرمز قالی غرق شد

یک سیاه

نبرد ابرای قلم مو

آسمانی خاکستری

سر سام رنگها

و دود که می تراود

از جزغاله/جزقاله/جذغاله/جزقاله خطوط




ته نوشت:

1. * مخاطب خاص خودشونو دارن ....خودشون میفهمن که کیان

۲. دلیلی نداره که همه مطالب به هم ربط داشته باشن هر کی شاکیه نخونه

3. البوم چشمک مهرشاد هم گوش کردم، قشنگه ولی به به یه نتیجه رسیدم و اونم اینه که مهرشاد هر چی نباشه، میمون خوبیه....خوب بلده کار اینو اونو تقلید کنه

4. ندارد.



نسخه قابل چاپ | تاریخ: 24 مرداد 1387 ساعت:00:00 | نویسنده:جیغ

خدای من

دلیل گریه هام شاید واسه غربتیه که دارم ، شایدم واسه شستن گناهام باشه ، نمیدونم احتمالاً هم به خاطر این باشه که وقتی عظمت خدارو حس می کنم احساس حقارت می کنم .

خدایی که تو قلبم جا دادم ، از این نبوده که بخوام خلوت تنهاییامو باهاش پر کنم ؛ خدا به خاطر این تو قلبمه چون که بهش نیاز دارم ، مثل همه ی آدمای دنیا ؛

می خوام وقتی اشک می ریزم ، هر قطره اشک اسم الله رو روی گونه هام حک کنه ، می خوام وقتی اشک به انتهای زندگیش می رسه رد پا بذاره و دوباره متولد بشه.

دیروز وقتی داشتم با هیبت از کنار زندگی رد می شدم ، فکر می کردم زندگی همون خداییه که باید تو قلبم باشه ،ولی اشتباه می کردم چون وقتی ازش گذشتم از چشمم افتاد ؛

بعد با کسی تا جایی همسفر شدم ، خیال کردم دیگه حتما خوده خودشه ؛

ولی وقتی وسط راه منو رها کرد فهمیدم که اینم نیست ؛

از اون روز به بعد هیچ چیز و هیچ کس را با خدا اشتباه نمی گیرم .

خدای من آنست که روحش در من جاریست ؛ فقط اوست که گریه هایم را می بیند ؛

او صدایم را می شنود ، گناهان صغیره و کبیره ی مرا می بخشد ،

او را چه دوست داشته باشم چه نداشته باشم دوستم دارد ، همیشه با من است ،

خدایی که نزدیکتر از رگ گردن به من است. خدایا رحمتت را در اشکهایم قرار بده

 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 23 مرداد 1387 ساعت:01:33 | نویسنده:جیغ

دروغ گو سگِ

آخه یه آدم چقدر می تونه خا** مال باشه.....؟!!!


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 18 مرداد 1387 ساعت:01:19 | نویسنده:جیغ

تاحالا فکر کردی؟

تا حالا به این فکر کردی که وقتی برق نیست دکل های برق چی کار میکنن؟



.

.

.

.

.

.



خب ادامه  رو ببین می فهمی که چیکار می کنن

ادامه مطلب
نسخه قابل چاپ | تاریخ: 17 مرداد 1387 ساعت:15:38 | نویسنده:جیغ
  1    2  >>