X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

سوی چشمانم را فرو کُش؛ می توانم ببینمت!

دارم میرم... با اینکه دلم به رفتن نیست، دارم به خودم می قبولونم که اونجا رو باید دوست داشته باشم که بهم بد نگذره...ولی مخم که خر نیست می دونه از تک تک آدماش متنفرم... ولی اینم می دونم که تنفر بده... چاره ای نیست اگه خدا بخواد و استادا کمک کنن این ترم آخره.

 

این چند هفته که خونه بودم صبحا که هیچی ولی بعد از ظهرا بیرون بودم، دریا، دریا، دریا، دریا، صبح جمعه ساعت 5 با دوچرخه بازم دریا، پیتزا کوروش، ستاره شهر، سیتی سنتر، زیتون، پرتقال، آیس پک، بلوط، آفتاب، دریا، دریا، دریا، دکتر، سینما، و ... حدیث.

 

دوتا از فیلم های جشنواره دهه فجرم رفتم دیدم... امشب شب مهتابه و پنالتی

امشب شب مهتابه که جالب نبود... حیف 2000 تومان پول بلیط میشد باهاش یه آیس پک معمولی خورد یا دوتا ذرت مکزیکی، ولی فیلم پنالتی جالب بود... فقط یه مشکل داشت اونم قضیه  سالگرد بود، اینجور فیلمها که یه قضیه مبهم دارند باید جوری باشه که خود بیننده در طول فیلم خودشون پی به قضیه ببرن و نه اونجوری که توی فیلم یک نفر بپرسه این سالگرد یعنی چی و طرف هم جواب بده فقط همینش ت.خ.م.ا.ت.ی.ک بود...

در کل می ارزید.

 

چندتا از پسرای کلاسمون ضد دخترن، البته اینجوری نشون می دن، خدا از دلشون خبر داره، می گن که ما از دخترا متنفریم، جزوه نمی دن، سئوال جواب نمی دن و اگه دختری هم بهشون سلام نکنه میشن دشمن خونیش و اذیتش می کنن، واسم جالب بود که چرا و چه جوری میشه که یه پسر از دختر بدش بیاد!!!

شروع کردم از پسرایی که مشناختم سئوال کردن که به چه دلیلی ممکنه که یه پسر از دختر بدش بیاد:

  1. ممکنه که احیانن یه خانومه محترمی روی اون آقا ریدمان کرده باشن
  2. ممکنه که هیچ خانومه محترمی حتی اون اقا رو به ت.خ.* مبارکشان هم حساب نکرده باشن
  3. ممکنه که اون اقا مشکل جنسی داشته باشن

اینم دلایل قضاوت دیگه با من نیست.

 

آیدا هم که داره مث یه مرد که باید خرج 4 تا زن و 12 بچه رو بده، کار می کنه، صبح و بعد از ظهر، بهش اعتراض کردم که چرا هیچ وقت خونه نیست؟!!! یعنی من هیچ حقی ندارم واسه اینکه می خوام خواهرمو بیشتر توی خونه ببینم؟؟؟

 

روز 29 بهمن هم که واسه ایرانیان اصیل، اونایی که خون آریایی دارن...طبق رسم و رسومات روز عشق نام گذاری شده که منم تبریک می گم که از قافله عقب نمونم.

 

 

 تو یه جایی یه شعر خیلی قشنگ دیدم که خیلی پر معنی بود دلم نیمود نزارمش اینجا.


سلام فاحشه
هان ؟ تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
فاحشه!!!… دعایم کن


ته نوشت:

1. هر جایی تو هر مکانی و هر مقامی و هر منصبی که هستی سعی کن خودت باشی

2. غذاهای که توش کلم باشه به هیچ عنوان خوشمزه نیست.

3. هر جا باشی قشم نیست.