X
تبلیغات
نماشا
رایتل

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

زندگی ادامه دارد


ساعت 2:20 نیم روز

تند تند یه مانتو زدم به تن و شال و یه کفش راحتی و حرکت با شیوا جلو سیتی سنتر قرار داشتم، سر خیابون خونه منتظر تاکسی زرد بودم که چند قدم جلوتر از من یک سایپا 141 زد رو ترمز، بر نگشتم نگاهش کنم، آروم  دنده عقب گرفت و جلو پای من شیشه شو آروم داد پایین و یه فحش توپول بهم داد و همونجور اروم شیشه رو داد بالا و رفت....قیافم شکل علامت سئوال بود.

 بعد یه مدت طولانی رفتم دوچرخه سواری، صبح زود قبل طلوع آفتاب تا کنار دریا رکاب زدیم و چند لحظه ای طلوع افتاب روی دریا رو  نگاه کردیم و برگشتیم، اومدم خونه و یه دوش و لالا بعد که بیدار شدم..... تمام عضلاتم گرفته بود....خیلی درد می کنه.....ولی با تمام این درداش می ارزید و توصیه می کنم حداقل یکبارم که شده تو عمرتون امتحانش کنید.

دارم کتابای مامان رو تایپ می کنم مث این برده های مصری اسیرم کرده وقتی اعتراض می کنم که مامان کمی استراحت، میگه دارم بهت پول میدم، می گم مامان اینجور که داره پیش میره هر چی پول که قراره بدی من باید بدم خرج دوا درمون...ارتروز گردن و انگشت شصت گرفتم؛ به خرجش که نمی ره. خدا عاقبت منو به ختم به خیر کنه.



ته نوشت:

۱. زور داره فحش مفت خوردن

۲. مردم تب دارن این روزا

۳. یعنی ماحتکش از کجا سوخته بود که سر من خالی کرد؟!!!

۴. الان دو روزه که در بعضی نقاط بدجور احساس درد می کن.

۵. مامان یک دیکتاتور مهربان.

۶. کنگره ویران کنید از منجنیق/   تا رود فرق از میان این فریق / شرح این را گفتمی من از مری / لیک ترسم تا نلغزد خاطری / نکته‌ها چون تیغ پولادست تیز/   گرنداری تو سپر واپس گریز  / پیش این الماس بی‌اسپر میا/    کز بریدن تیغ را نبود حیا /  زین سبب من تیغ را کردم غلاف / تا که کژخوانی نخواند برخلاف