X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

با من دوستــــ میشیــــ؟

دوست داشتن و دوست داشته شدن حس بسیار بسیار قشنگیه، یه حسی که اصلا نمیشه توصیفش کرد. فقط اونایی که حسش کردن می دونن من چی میگم. این حس یه ارامش خاصی بهت میده، مث اینکه داری رو ابرا راه میری و همه چی واست قشنگه و اسونه حتی مشکلات و سختیا، حس می کنی کسی هست که پشتت وایسه و تو کمکت باشه.

و تو حاضری براش هر کاری کنی، هر کاری، که خوشحال باشه و خندون، نازشو می خری، نازشو می کشی......

و به هر سازش می رقصی و خواسته هاش برات اولویت دارن و به خودت می قبولونی که اون همه چیزته و بدون اون یه اسب افسار گسیخته می مونی و سر خواستنش با بابا و مامان و حتی روزگار هم می جنگی.

ولی

یه روزی یه جایی یه وقتی یه لحظه ای اون زمانی که بهش احتیاج داری و اون باید بیاد مردونه عشقشو بهت ثابت کنه، جایی که اون باید نشون بده که لیاقته دوست داشتنتو و خوبی های نا تموم تو رو داشته و واسه شخصیت تو ارزشی قائل بوده....

اون خیلی راحت و اروم و بدون غم و غصه ای می زنه تو راه گوزت و خیلی قشنگ قهوه ایت می کنه و یه سیفون هم خرجت می کنه.

بعد تو میمونی و یه عالمه حرف نگفته تو دلت، تو می مونی و دردی که تو سینه داری، تو میمونی و نفسی که تو سینه جا واسش تنگ میشه، تو میمونی و یه ذغال که سر دلت شروع می کنه به سوزوندن تو که تا اون ماحتت رو می سوزونه.  تو میمونی و یه شرمندگی واسه خودت که چرا؟ چرا اون همه خوبی واسه کسی که حتی واسه خاطره های خوبی که با هم داشتین ارزشی قائل نشده، واسه کسی که حتی واسه ی اون رابطه ی قشنگ تره خورد نکرده.

و باخودت میگی خدا آخه چــــــــــــررررراااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

سرت از درد در حال ترکیدنه، مخت گوزیده ه ه، همش با حرف اون لیاقت نداشت سعی در اروم کردن خودت داری، ولی راه حلی پیدا نمی کنی....  موندی تو کاره خودت

ولی اون دوباره میاد و با یه توجیه خیلی ساده خرت می کنه و تو هم چون هم دوسش داری و هم عاسقشی  همه چی رو مث روز اول شروع میکنی....

و تو دوباره شروع به خر شدن می کنی....





ته نوشت:

۱. این سرنوشت من نیست. ولی میشه حسشو درک کرد.

۲. شما جای این دوست من بودین چیکار می کردین؟

۳. من شخصا موهاشو می کشیدم.