اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

عاشقانه تنهاست

با تو رسیده ام به شبی ابدی آه... تو کوچه کوچه مرا بلدی 
من بجز آبی نگاهت،آسمانی نمی شناسم تا تو سرگرم روزگاری،از نفس بی تو می هراسم 
رد شو از قاب لحظه هایم، دیده شو! عاشقانه تنهاست. رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماست 
مرا باور کنی یا نه، تویی پایان ویرانی چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی 
با تو رسیده ام به شبی ابدی آه... تو تار و پود مرا بلدی ...آه نمی رود ز یادم تمام خاطراتی که عاشقانه سر شد 
من بجز آبی نگاهت،آسمانی نمی شناسم تا تو سرگرم روزگاری، از نفس بی تو می هراسم 
رد شو از قاب لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست. رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماست 
مرا باور کنی یا نه، تویی پایان ویرانی چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی
.
.
.

عاشقانه تنهاست - چارتار


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 31 فروردین 1392 ساعت:08:52 | نویسنده:جیغ

آی لاو لایف

من با همین دلخوشی های کوچکم زندگی میکنم.


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 29 فروردین 1392 ساعت:12:06 | نویسنده:جیغ

منـ ِ تنها

دیرآمدی باران 

دیرآمدی،

من درجایی درحجم نبودن کسی خشکیدم...


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 18 فروردین 1392 ساعت:14:05 | نویسنده:جیغ

خداحافظ منِ عاشق

و من امروز تمام شدم.
نسخه قابل چاپ | تاریخ: 10 فروردین 1392 ساعت:23:30 | نویسنده:جیغ

خداحافظ91

دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان

خب. . .
سال جدید هم شروع شد، سال91 سال زیبایی نبود، سالی بود پِر از ناراحتی ، غم ، نارو خوردنها ، و تلاش های شکست خورده، دشمن های دوست نما و دوستیهای خاله خرسه .
سال 91 سال بزرگ شدن من بود؛ سالی که تصمیم گرفتم به ضمیر ناخودآگاهم بیشتر توجه کنم و به ندای درونیم گوش بدم،
سال تحول درونی ، سال شکستن ها و خورد شدنها ، سال بی اعتمادی های پی در پی ، سال تموم شدن عشق.

با یه نگاه  جدید سال جدیدمو شروع کردم، با نگاهی روشن و دیدی باز تر به زندگیم.....

و میدونم که فقط خدا و بعدشم فقط خودم هستم که می تونم به خودم کمک کنم...




ته نوشت:
1. زندگی صحنه هنرمندی ماست.
2. رفاقت کنید ولی اعتماد نه
3. رو بی لیاقت ها رو فقط بی محل کنید.
4. همین!

نسخه قابل چاپ | تاریخ: 5 فروردین 1392 ساعت:12:22 | نویسنده:جیغ