| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 |
دقیقا چهارشنبه بود من و لوسیفر خسته و کوفته ساعت 6 بعد از ظهر از دانشگاه اومدیم خونه، قرار بود یکی از همکلاسی ها که جزوه ریاضی لوسیفر رو گرفته بود کپی کنه و بیاره دم در خونه تحویل بده. موقع اومدنش من و لوسیفر که هنوز خسته ی دانشگاه بودیم و حال آرایش کردن رو نداشتیم هر دومون یه چادر انداخیم رو سرمون و رفتیم پایین، جزوه رو گرفتیم و گفتیم یه سر بریم خونه صاب خونمون ( خب حوصله مون سر رفته بود) . خونه صاحب خونمون درست پشت خونه ی ما هست یه مرد واقعا خوب و مث پدر می مونه واسمون. نبود خونه و بعد چند دقیقه که برگشتیم دیدیم دو در نشسته و داره دلستر می خورد که من با خنده گفتم تنها خوری و کلی حرف دیگه اونم خندید و همراه ما هم قدم شد و با ما تا سر کوچه اومد و گفت شما برید بالا تا من واستون دلستر بگیرم بیام که لوسیفر در گوشم گفت بهش بگو بی زحمت باواریا هلو بگیره . اومد بالا و دید که خونمون تمیزه میخواست راه پله رو جارو کنه که دید تمیزه و خوشش اومده بود. دلستر ها رو داد و رفت. از اون کله اسبی ها بود خلاصه از بس تلخ بود منو لوسیفر هی خودمون رو فحش می دادیم و می خوردیم.
آها اینو می خواستم بگم که آخه کجای دنیا همچین صاحب خونه ی باحال می تونید پیدا کنید؟
ته نوشت:
۱. قدر صاحب خونه ی خوبو باید دونست.
این متن و یکی از دوستای خوبم واسم فرستاده و زحمت اسم این پست هم خود عزیزشون کشیدن متنو گذاشتم اینجا تا موندگار شه.
midoonam har vaght miay mozooe bahs ma ahval porsi nist up kardane webloge shomast dara har hal har chi ke bashe man khanandeye goftare shoma hastam man ghalame daste shoma ra be har ja ke naghsh biavizad gheble khaham kard va serate rahe khod radar masire harekate negar varaneat be tajali khaham resand ta sedaye in masir ...ba tamimi zamin ra be harekat vadar konad ta alamian badanand ke negar ghalami daradke neveshtare an yek hadeseye khalghe abadist...
yek hadeseye khalghe abadi
ته نوشت:
۱. این دوست من کمی مبالغه هم کردن و این لطف بیش از حدشونه نسبت به من
۲. حرفی واسه گفتن نیست
شرمندهااااااا باید خیلی زود تر اینو می نوشتم ولی خب نشد این متنم یکی از دوستان زحمتشو کشیدن و نشتن . خبرراجع به عروسیه ی
امروز جمعه 27/2/87 هستش جشن پیوند 55کبوترعاشق 110 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قشم امروز جمعیتی اومده بود که من تو جشن های سالیان قبل ندیده بودم.این جشن خیلیا بودن. امین کمالی بیِِِِِِِِِسیم دسش بود و شده بود عضو حراستی جشن یه جوری کلاس گذاشته بود انگاری که پلیسه
، mr.x هم اونجا بود ولی نفهمیدم خدایی پستش چی بود
. بعد اینکه اون شب کلی خندیدیم جاتون سبز بود مثله چمنای خشکیده
راستی فراموش کردم بگم که خواننده جشن سال قبل نیما نکیسا بود ولی امسال آقای کمالی از اقوام امین کمالی خودمون بود که من اسمشو فراموش کردم.می خوام اینو بگم که از جمعیت حجیم مجردها 110 اسم خط خورد تا بعد ..........
مختصر و مفید.
ته نوشت:
۱. کسی می دونه شاشیدن تو امتحان یعنی چی؟
۲. راستی آقای احمدی چرا نیومدی امتحان مبانی الکترونیکتو بدی ... ها؟
۳. بابک و اردشیر منتظر باشین، دارم براتون. . . (بچه سماعی های پرو)
۴. دست از پا خطا نکن. چون، دست به قلمم.
میپرسم: چه کار می کنی؟
می گویی: به اینده فکر می کنم.
میپرسم: اینده؟
میگویی:
آ:آری، کاش
ی: یک بار
ن:نشان بدهی
د: دوستم داری
ه: همین!
ته نوشت:
۱. خره این حرفه دلته
۲. الان خیلی خوشحالی نه؟!!!
یک داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
آقا جان مطمئن باش بهتر از اینجا رو نمی تونی پیدا کنی که خیلی خوب باشه
جایی که خیلی از حرفای نگفته رو گفته و یه جایی هست که . . .
خلاصه برو بخونش و رای بده بهش. . .
ته نوشت:
۱. اینم لینک واسه رای دادنhttp://night-skin.com/topblog
۲. مدیونید هااااااااااااااااااااااا