| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 |
-

ته نوشت:
۱.اصرار به توضیح دلیلش نکنید حتی شما دوست عزیز.
۲.خودم بر میگردم.
۳. امروز ۱۲/۱/۸۷ هست که دارم این قسمت ۳ رو می نویسم اگه دوست داشتین بدونین که این چند روز کجا بودم برید به آدرس www.bichareh-man.blogfa.com این چند روز وقت آپ کردن ندارم ولی آبجیه گلم زحمتشو کشیده. فعلا بدرود

عشق... لحظه ی دو نیم کردن
سیب است
که نگران نباشی
چگونه تکه ی بزرگتر را
برای خودت برداری
دیشب مامان ام و لوسیفر اومدن خونمون عید دیدنی حیف که آناستازیا نبود
بعدش باهم رفیم بیرون، ای کیف داد. . . ولی حیف که آناستازیا نبود
رفتیم هیوا واسه عصرونه و تا اونجا که لحقوممون جا داشت چپوندیم توش.....
ولی حیف که آناستازیا نبود. . .
ته نوشت:
۱. جای هیشکی خالی نبود جز آناستازیا. . .
۲. دل همتون هم بسوزه جز آناستازیا. . .
سال ۸۶ هم داره در میره
امیدوارم سال ۸۷ یه حالی بمون بده 
نظر شما سال موش سال خوبی میتونه باشه؟ 
براتون سالی سراسر خوشی همراه با مسرت و شادمانی و شادکامی و برای دختر پسرای دم بخت زن و شوئرای خَشَنگ آرزومندم...... کتک خورشم ملس باشه.
شوخی کردم
مشغول باشین
درساتونم بخونین.
ببینین من چی شدم
اونوقت شما چی؟
دعام یادتون نره
تا بعد