وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!
وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

تمام

گاهی وقتا میشه که آدم یه اسمو میشنوه و بعد از اون عاشق اون اسمه میشه و ممکنه اصلن صاحاب اسمه رو هم به خاطر نیاره

فقت عاشق اون اسم شه

برای همیشه

منم عاشق اسم هایی هستم که اولشون با مَه شروع میشه

و اولین بار هم سوم دبستان بودم که عاشق شدم، عاشق اسم مَه لقا ،

مَه لقا یه دختر سفید لپ قرمز توی کلاسمون بود که خیلی هم خوشگل بود. به خاطر اون اسمه چهره و شخصیت مَه لقا هنوز یادم مونده

و البته تمام اونایی که اسمشون با " مَهـ " بوده رو خوب یادمه.

و بعد از اون

مَه روز ، مَه شب ، مَهشید ، مَهزاد





ته نوشت:

1. قابل ذکر هست که اینجانب به هیچ وجه ممکن از اسم مِهرزاد خوشم نمیاد.

تصمیم میگیریم

چقدر تصمیمات دارم واسه انجام دادنشون ، و جالبه که همیشه این تصمیماتم صاف میخوره به دوره امتحاناتم، که یا امتحانام به فنا می رن یا خودم با تصمیماتم.


آزادیـ



آسمان ، زمین ، مال ِ من است.


بزن باران

این خود ما هستیم که باید شادی ها را بسازیم.








یادش بخیر ( دفتر شعر بهار )



روزگار کهنه ام یادش بخیر / آنهمه شور و شرر یادش بخیر

طـفل بـودم بر لـب فریاد ها / آن سـکوت ذهن ها یادش بخیر

چرخ می چرخید آرام و صبور / آن معلق ها شدن یادش بخیر

از تمام شهر و ناهنجارها / لی لی عصرانه ام یادش بخیر

می تراویدم ز باران و ز برف / آسمان آبی ام یادش بخیر

از تمنای یخی اندر بهشت / آن دعاهای سحر یادش بخیر

اندکی بودم ولی بی منتها / بیدل از جرم و ریا یادش بخیر

من نمیدانم چه شد حالا کجاست / خنده ی مستانه ام یادش بخیر

هرچه عمرم رفت گویی دل برفت / پاکی و صدق و صفا یادش بخیر

روزگارم رفت قد افراشتم / آن نهال کودکی یادش بخیر


*سحر کرد

دوس داری کیو معرفی کنی به بقیه؟

میدونی چیه؟!!!

همه ی حرفات تو ذهنم می مونه و و بعضی هاشون من لحظه لحظه دربارشون فک میکنم و اونا واسه همیشه مثه خوره میوفتن به جوونه من

و وقتی روزی حرفی میزنی خلاف اون حرف قبلیت  / حرفت هرچقدر از رو عشق و علاقه باشه از طرف من فقت یه دروغ شناخته میشه / همین.!

تو ، دلیل من


چه ام شده

به احوال درونم می نگرم گیج می شوم

هزار اما و کاش...

فقط

کنارت را آرامشی است برایم

غریب






ته نوشت:

دیشب در کنارت آرامشی داشتم بس عجیب.... هر چند کوتاه

آدم باید ذاتش سالم باشه

یارو تا بهش فشار اومده

هر جور که خواسته گند زده به ما

هر جور که خواسته رفتار کرده

به خودش اومده و

دیده که

اصن به تخممون هم حسابش نکردیم

گفته

من خوبیتو می خواستم

خواستم به نفعت باشه

من فقت نگران توام

یعنی دلم میخواد بهش بگم

بخواب بابا . . .