| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 |
گاهی وقتا میشه که آدم یه اسمو میشنوه و بعد از اون عاشق اون اسمه میشه و ممکنه اصلن صاحاب اسمه رو هم به خاطر نیاره
فقت عاشق اون اسم شه
برای همیشه
منم عاشق اسم هایی هستم که اولشون با مَه شروع میشه
و اولین بار هم سوم دبستان بودم که عاشق شدم، عاشق اسم مَه لقا ،
مَه لقا یه دختر سفید لپ قرمز توی کلاسمون بود که خیلی هم خوشگل بود. به خاطر اون اسمه چهره و شخصیت مَه لقا هنوز یادم مونده
و البته تمام اونایی که اسمشون با " مَهـ " بوده رو خوب یادمه.
و بعد از اون
مَه روز ، مَه شب ، مَهشید ، مَهزاد
ته نوشت:
1. قابل ذکر هست که اینجانب به هیچ وجه ممکن از اسم مِهرزاد خوشم نمیاد.
چقدر تصمیمات دارم واسه انجام دادنشون ، و جالبه که همیشه این تصمیماتم صاف میخوره به دوره امتحاناتم، که یا امتحانام به فنا می رن یا خودم با تصمیماتم.
این خود ما هستیم که باید شادی ها را بسازیم.

میدونی چیه؟!!!
همه ی حرفات تو ذهنم می مونه و و بعضی هاشون من لحظه لحظه دربارشون فک میکنم و اونا واسه همیشه مثه خوره میوفتن به جوونه من
و وقتی روزی حرفی میزنی خلاف اون حرف قبلیت / حرفت هرچقدر از رو عشق و علاقه باشه از طرف من فقت یه دروغ شناخته میشه / همین.!
چه ام شده
به احوال درونم می نگرم گیج می شوم
هزار اما و کاش...
فقط
کنارت را آرامشی است برایم
غریب
ته نوشت:
دیشب در کنارت آرامشی داشتم بس عجیب.... هر چند کوتاه
یارو تا بهش فشار اومده
هر جور که خواسته گند زده به ما
هر جور که خواسته رفتار کرده
به خودش اومده و
دیده که
اصن به تخممون هم حسابش نکردیم
گفته
من خوبیتو می خواستم
خواستم به نفعت باشه
من فقت نگران توام
یعنی دلم میخواد بهش بگم
بخواب بابا . . .
