وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!
وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

فرصت

۱۳۸۸/۰۳/۱۰

شیراز...


۲۰دقیقه وقت اضافه داری

ترجیح می دی تا مقصد رو پیاده طی کنی

نزدیک ظهره...

باد میاد...

از سمت چهارراه اصلاح نژاد به سمت پارامونت قدم زنان طی می کنی...

با افکار خودت درگیری و....

صدای لق لق چیزی رو می شنوی...

یه مکث کوتاه واسه یافتن محل صدا....

قصد حرکت می کنی...

هنوز قدم اول برداشتی که........




درست جلو پات

یه تیرک از داربست فلزی سقوط میکنه....


و من هنوز تو شُکَم.....





ته نوشت:

۱. یه اقای مسن که عابر بود گفت: خانوم خدا یه عمر دوباره بهت داد

۲. خدایا مچکرم

اسهال مغزی




آدم می مونه که وسط این حول و ولا از دست استادا اسهال بگیره یا این صغرا....


آیینه دق....



خدایا شکرت

خدایا..... 

منم اینجا... 

نگام کن ایندفعه که اومدم سراغت چیزی ازت نمیخوام مث دفعه های قبل.... 

یه دقیقه فقط نگام کن.... 

می خوام ازت تشکر کنم..... 

آره، تشکر... تعجب کردی؟!!!!  

می خوام ازت تشکر کنم که منو،  "من" آفریدی و  یک: 

 

پیرزن چاق شکم گنده ی ک.و.ن گنده ی عقده ایی، حسود و هاف هافو نیافریدی......  

 

مرسی خدا.... 

 

                                       با تشکر فراوان... 

 

                                                        جیغ جونت

۱۳ به در

۱۳به در منم اینجوری گذشت:

بیل زدن باغچه و هرص درختا و مرتب کردن باغچه و رسیدگی به گلا

شستشوی کف آشپزخانه، کابینتها، چراغ گاز، گردگیری خونه....





ته نوشت:

۱. اینجا آخر خطه...عید تموم شد

۲. از فردا دیگه نیستم

۳. کل عید بارون بود کاش همه ی سال بارون بیاد


این گاو بر شما میمون

نوروز جشنی است که با کوله باری از تاریخ ،افسانه ها و اسطوره ها ،از دالان قرن ها و سده ها گذشته تا به ما رسیده است . میراثی است کهن که ایرانیان با شور و نشاطی خاص آن را جشن می گیرند و نماد پیوند گذشته با حال است .


خدایا!

چون سبزه ها متواضعم کن

چون گل های کناره راه ها، ساده و بی خبر

چون پروانه هایی که به شعله ها فرو می شوند

میخواهم که در شعله عشق تو فنا شوم.


با تولد بهار انتظار به پایان مى‏رسد. رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مى‏شود. غم جاى‏ خود را به شادى مى‏دهد و شکوفه‏هاى سفید بر قلب‎ها شکوفا مى‏شود و چشمه امید در چشم‎هاى مردم مى‏جوشد. در صبحى به زیبایى بهار و به گرمى و صمیمیت ‏خورشید...و این اراجیف، بریم سر حرف خودمون...

امسالو خیلی خوب شروع کردم و امیدوارم که تا آخرش خوب پیش بره...یه سری فکرا و برنامه ها و اهدافو شروع کردم که تمام تلاش می کنم که بهشون برسم و امیدوارم که خدا هم تو این راه کمکم کنه... امسال سالیه که اگه تلاش کنین مطمئن باشید که جوابشو 100% می گیرید.


 


فکر می کنم امسال یه سال بزرگتر شدم تو مسیر زندگی(اون وسطاش) با دوستی همراه شدم که خیلی چیزا ازش یاد گرفتم اون مث یه قرآن ناطق واسم میمونه و تمام تجربیات خودشو بدون چشمداشتی در اختیار من می زاره، خب استفاده از تجربیات دیگران بهتر از تجربه کردن همون مسئله هست... پس پیش به سوی موفقیت....


سال 87 رو دوست داشتم چون پر بود از خاطره و تجربه و حادثه های خوب و بد که همه تو بزرگ شدنم کمک کردن...

عید ۸۷ رو با یه گردش توپ تو جزیره زیبای قشم شروع کردم و بعدشم اون مسئله که با آموزش و حراست دانشگاه قشم پیدا کردم...فهمیدم که همه به ظاهر دوستن و اگه بشه واسه رسیدن به مقصود خودشون حتی اگه حق با اونا نباشه از پشت خنجر می زنن و اگه زور هم داشته باشن لهت می کنن... خانم آموزش دانشگاه قشم همه عقده های دوران کودکیش و نبود پدرشو سر من امثال من خالی کرد مهم نیست یاد گرفتم کمی با تحمل تر باشم...

ترم مهر 87 تو آلکاتراس...سر و کله زدن با یه مشت بچه ترم پایینی که فکر می کردن منم مث خودشون صفر کیلومترم...و نشوندن آقای استاد و دارو دستش که عقده ی سلام داشتن و سر جاشون...همیشه فکر می کردم بی محلی می تونه کارساز باشه ولی تو این یه مورد کاملا برعکس بود ...اینجا یادگرفتم کمی عاقلانه تر تصمیم بگیرم و راحت و بیخیال از هر مسئله ی رد نشم. ترم بهمن و که قبل عید نرفتم دانشگاه و ببینیم بعد عیدش چی میشه...

و چند مسئله ی خصوصی که آوردنش اینجا جایز نیست و باعث کدورت میشه...



این شعر هم تقدیم به اون دوست همراهم

 

به نابودی کشوندیم تا بدونم
               همه بود و نبود من تو بودی
                            بدونم هر چی باشم بی تو هیچم
                                                   بدونم فرصت بودن تو بودی
                                                                          همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
              همین که اول و آخر تو هستی,
                                 به محتاج تو محتاجی حرومه

                                                   پریشون چه چیزا که نبودم

                                                                        دیگه میخوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبرومو
       باید هر لحظه مدیون تو باشم
                         فقط تو میتونی کاری کنی که
                                       دلم از این همه حسرت جدا شه
                                                           به تنهاییت قسم تنهای تنهام
                                                                          اگه دستم تو دست تو نباشه




ok کم کم باید جلوپلاسمو جمع کنم و برم. 15 فروردین من دیگه آلکاتراسم ولی دیگه نمی خوام اونجا رو به چشم یه زندان نگاه کنم... می خوام این ترمی اونجا صبر و بیشتر از قبل تجربه کنم، تصمیم دارم جلو اون احمقا فقط تبسم کنم و بعدشم سکوت... تو دلم میخندم به همشون و اعصابمو واسه چیزای بی اهمیت خرد نمی کنم... و چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهنم وارد شد:

وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت.



این یه عکس خوشکل:


و آخر همه ی اینا


ته نوشت:

1. از گفتن بلاهایی که به سرعزلت اومده معذورم اگه خودش خواست می تونه تو یه پست اونا رو بگه

2. میشکا جیشید رو عزلت این کمترینش بود

3. کاش تو هم حال مرا داشتی....

4. دلم براتون تنگ میشه ولی این ترمه اخره باید تا اخرین توان زور بزنم.

چرا هفت سین مقدس است ؟

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


این پستم درست مثل پست 1سال پیشم می نویسم
این سال 87 هم کوله بارشو گذاشته رو دوشش و داره میره و امیدوارم که این سال جدید حالی به حولمون بده. انشالله که برین خونه بخت و همسران خوب با کتک خور ملس گیرتون بیاد.

خوب باشه تمومش می کنم الان، الان، راهت باشین با ه جیمی

مهمترین آرزوم واسه همه ی شماها اینه که :
                                 سال،میمونی داشته باشین.






چرا هفت سین مقدس است ؟

 

 

 

زرتشت زمین را دارای ۷ بخش میدانست ؛

آرامگاهِ کوروش بزرگ ۷ پله دارد؛

از تجزیه نور خورشید ۷ رنگ حاصل می شود؛

دوره کودکی ۷ سال طول می کشد؛

عجایبِ هفتگانه؛

۷ آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد…..؛

۷ پله ومرامِ اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، میهمان، سرباز، شیر، پارسی، خورشید، پیر(پدر)، که شیر وخورشید نمادِ پرچمِ ایرانیان شد.

به روایتِی هفت سین، نشانه هفت دانه گیاهی است که میتوان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد:جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و ..؛

در زمانهای پارسیانِ کهن، مردم از هر هفت دانه، سبزه می پروراندند - ۱۰ روز قبل از نوروز - و ظروفِ آنرا بر سر درِ خانه های خود میگذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز میشد، نشانه پر ثمریِ آن محصول برای کاشت در آن سال بود- سنت-.

 در اصل ۷ س، بمعنای هفت سپندان"فرشته" میباشد، که ۶ تای آن الگوی ۶ ابر فرشته در آیینِ زرتشتی میباشند و هفتمین اهورا مزدا میباشد، که بر آن اساس نامِ ماههای ایرانی نیز انتخاب شده اند:اردیبهشت"سبزه"؛ خرداد"سنجد"؛ امرداد"سرکه= انگور آماده سرکه شدن است"؛ شهریور"سمنو= که از جوانه گندم درست میشود"؛ بهمن"سماق= سماک"؛ اسفند= اسپندار مزد"سیب"؛ اهورامزدا"سیر".وجود چیزهای دیگری که نامشان با سین شروع میشوند - سماور، سکه،…- و یا چیزهایی که با سین شروع نمیشوند- ماهی، آیینه وشمعدان، …. - برای تزئین اشکالی ندارد ولی به هیچ وجه نمیتواند هفت سینِ اصلی را که نشانه هفت سپندار"فرشته" است، جایگزین کند.

در عیسویت آمده که عیسی ۷ خوراکِ پسندیده داشت- نمک، سرکه، نان؛ تره، ماهی، روغن، عسل=انگبین-

در انجیلِ یوهنا آمده است که یوهنا ۷ روح، ۷ خورشید، ۷ چهره، ۷ گوسفندِ ۷ شاخ و ۷ سر و۷ چشم را همراه با ۷ فرشته در خواب دید؛

ادونتیست و بعضی دیگر فرقه های مسیحیت، ۷ ژانویه را تولد اصلیِ عیسی میدانند؛

در مسیحیت ۷ نوع نیایش، ۷ گناه، ۷ توبه، ۷ اندوه و ۷ شادی وجود دارد؛

در اسلام در مراسمِ حج، 7 دور خانه کعبه را می چرخند؛

معلقاتِ سبعه، 7 بتِ اصلی بر سر درِ خانه کعبه بودند؛

قرآن 7 بخش دارد: وعد، وعید، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنیه؛

عضو در سجده در وقتِ نماز بر زمین است؛

برای پاکیزه شدن اشاره به 7 بار آب کشیدن شده؛

اولین سوره قرآن 7 آیه دارد؛

در قرآن 7 بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهیم، به موسی،

به هارون، به یاسین، به خالدین، به الحی فجر؛

اصحاب کهف 7 تن بودند؛

در بهشت 7 چشمه ونهر و در دوزخ 7 طبقه"عشکوب" است

که آخرینِ آن اسفل السافلین است؛

در قرآن آسمان را دارای 7 طبقه میداند؛ برای مردگان شبِ هفت میگیرند...

 

 

 

 ته نوشت:

1. تمام خاطرات 87 رو تو پست بعدی می نویسم. 

2. عزلت اومده بندر بعدن می گم چه بلاهایی سرش اوردم


 

تهمینه...


بالاخره بعد یه صبر کردن طولانیه طاقت فرسا و جانفرسا و صبر ایوب پیشه کردن و چون نوح زندگی کردن  هدیه تولدم رسید.... اسمشو گذاشتم تهمینه


خیلی خوشگله و خواهر مادر داره....صداش که خداست....باید تستش کنی تا بفهمی که من چی می گم.  اینم مشخصاتش:


 

    نام پخش کننده

Meizu M6sl-2GB
 
پخش کننده موسیقی میزو ام 6 اس ال - 2 گیگابایت

    نوع پخش کننده

MP3/MP4

    ساخت

چین

    قیمت

99000 تومان

    وزن

48 گرم

    ابعاد

78×46.5×7.3 میلیمتر

    مشخصات حافظه

    ظرفیت حافظه

2 گیگابایت

    تعداد آهنگ

 

    شیار کارت حافظه

ندارد

    مشخصات صفحه نمایش

    صفحه نمایش

دارد - رنگی - QVGA (320x240) TFT LCD Screen, 100 Brightness Levels Adjustment

    سایز صفحه نمایش

2.4 اینچ

    تعداد رنگ صفحه نمایش

260K-Color

    سایر مشخصات

    پخش فیلم

دارد - Xvid

    نمایش عکس

BMP,JPG,GIF/TXT

    فرمت آهنگ ها

MP3

    تنظیمات اکولایزر

User-defined EQ, Various EQ, Hi-Fi Treble & Bass Compensation Adjustment

    برنامه ها

Frequency Spectrum Display Synchronized Lyric Display E-book Alarm Clock Calendar etc

    رادیو

دارد

    بلوتوث

ندارد

    پورت USB

دارد

    باتری

باتری لیتیومی

    شارژ باتری

Charge through USB Port

    عمر باتری

up to 26 Hours of Continuous Music Playback or 4.5 Hours of Continuous Video Playback per Charge