وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!
وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

من به که بگم که غمناکم

تو و رفتارت منو ازرده میکنین، روحمو خراش میدین....

من هر چقدر بد.....

ولی تو آزارم نده.....

بیا و رد شو مثه یه عابر....من میگم اصن نبودی.....

ولی روحمو نخراش ، نیازار و نسوزون

دزد و بگیر فرار کرد

تقویم1391                از آبجیم گرفتم

عینک آفتابی             خریدم مارک Roberto La Roche  ، دویست و چهل هزار تومن

عینک طبی               خریدم مارک Levi;s صد و نود هزار تومن فرم عینک + 24 هزارتومن هم شیشه + هفت هزار تومن هزینه دکتر اپتمتریست واسه تعیین نمره عینک

مهر به اسم فامیلیم    خریدم 13000 تومن به اضافه 4000 تومن کرایه ماشین تا اونجا

جعبه تیغ کاتر              

کِرم دست - پا

اسپری نیوا                           خریدم 15000 تومن

ادکلن                                  خریدم دوتا 145000تومن + 3000تومن کرایه ماشین

ست مانیکور جعبه چرمی        خریدم 16000تومن

خودکار راپید و دوتا خودکار دیگه

عطر اسمارت

دسته کلید خونه

کرم پودر فلورمار                    خریدم 15000تومن

مداد چشم 

مداد ابرو                              خریدم مارک Flormar ، سه هزار تومن

2 عدد ریمل                         خریدم مارک Flormar ، هر کدومش 8000 هزار تومن

2عدد رژ لب          

شات آرایش

2 گردنبند

کلیپس مو نگین دار

کش مو نگین دار

گوشواره

شارژر دوربین سونی +سیم رابطش به کامپیوتر

شارژر گوشی گلکسی اس2 + هندفون+ سیم رابطش به کامپیوتر     فقظ شارژش رو فعلن گرفتم  16000 تومن آبجیم از تهران خرید هنوز هزینه شو حساب نکرده باهام

ام پی فُر + سم رابطش به کامپیوتر + شارژرش

ممورری ریدر              آبجیم خرید

فلش مموری

کیف پول مارک کلاس

عابر بانک سامان      دوباره گرفتم 1000 تومن هزینه کارت + 2300 کرایه ماشین

عابر بانک ملی 

گواهینامه               

عکس های خانوادگی


همه ی اینا تو کیفم بودن که دزده تو شهر .... بردشون.





ته نوشت:

1. به تاریخ 1391/05/02 دقیقن دم افطار

2. خیر نبینه که نابودم کرد


بدشانس

یعنی من کلهم و از دَم شانس ندارم ، مهندس جدید هم که اومده شرکت پیرمرده....

یعنی میمردن یه جوون ترشو می فرستادن کارگاه؟

.

.

.

.

.

.

.

آخرش هم می ترشیم میریم از دست کسی قدرمونو نمی دونه




یک آدم خود چُس کن

خب ناراحتم دیگه , کاریشم نمیشه کرد.... 

فهمیدم هنوزم همون دختر لوسِ نُنُر ِ گریه ووو  قهر قهروِ نازک نارنجی م که با کوچیکترین حرف و انتقادی خودمو چُس می کنم و جای حل مشکل و اصلاح خودم رابطه با اون آدما رو قطع می کنم.

تا چند وقت پیش فک می کردم عوض شدم و همه چی حل شده...ولی اونطور که فکر می کردم نبود.........

الان دونستنش آزارم میده .....


این زندگی کوفتی

بعضی وقتا ، بعضی آدما وقتی میان تو زندگیت که دیر شده






ته ن.شت:

1. اون زمان خیلی درد داره دونستنش

2. افسوس خوردنم فایده ایی نداره

ایوب رو یادتونه؟ من خاهرشم!

امروز واستادم تو روش، مثه یه مرد ، مردونه جوابشو دادم، بهش گفتم نه،
همکارمو میگم ، فکر میکنه رئیسه منه، اومده دستور میده، منم خیلی قاطع بهش گفتم من از کی دستور میگیرم؟ گفت من ، گفتم خو برو به رئیس بگو که شما دستور میدید به من و تکلیفه من مشخص شه که با کدوم ساز برقصم!
رئیس اومد پیشم و باهام کلی حرف زد ، مردک بدذات کلی دروغ گفته بود، رئیس بهم گفت کلی ازم راضیه فقط به خاطره اینکه دهنه بعضیا بسته شه تلاشمو بیشتر کنم !
اینو رئیس گفت : شاخکام تکون خورد، پیگیر شدم  دیدم بعله اقا جفتک پرونی کرده حسابی 
تخم سگ به رئیس گفته: من خودم نصفه کارا رو انجام میدم باقیشو هم میدم زنم تو خونه انجام بده، این خانومم تسویه کنید بره ، نصف حقوقشم بدین من .....
رئیسم از دستش حسابی شاکی.




ته نوشت:
1. آخه آدم این همه خاله زنک؟
2. آخه ادم اینهمه پَست؟
2.5 یکی نیست بهش بگه اخه آدم تو که حقوقت دسته کم ماهی واسه بیست و دو روز کار 3-4 میلیونه چرا اینقد میخای نون یکی دیگه رو ببری؟
3. رئیسمون از حرف آخرش کف کرده بود و کلی شاکی شده بود.
 

Gad

 با تشکرات فراوان  

1. بهم ثابت کردی واسه تشکر کردن از تو و همه خوبی هات ، حتمن لازم نیست نماز خوند 

2. بهم فهموندی راه های دیگه ایی هم هست که بهت ثابت کنم دوست دارم و همیشه سپاسگذارت باشم.

3. بهم اون درکه لازم رو دادی که بدونم واسه ثابت کردن اراده م به خودم حتمن نباید روزه بگیرم و مردم و مجبور کنم که جلوم نخورن که من روزه م

4. بهم فهموندی که هر وقت چیزی ازت خواستم ، مستقیم بیام پیشه خودت و حتمن نباید التماس 12 امام رو بکنم.

5. بهم فهموندی که به فکرمی 

6. بهم ثابت کردی که فقط خودم و اراده م و مقدار تلاشی که می کنم باعث موفقیتمه ، نه اون نذر ها و شرطی کردن قضیه



ته نوشت:

1. مرسی خدا