X
تبلیغات
رایتل
اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

دردم ، درد

پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود



ته نوشت:

۱. از دکتر شریعتی


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 16 شهریور 1387 ساعت:16:42 | نویسنده:جیغ