اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

خر

مرده شورتو ببره دانشگاه آزاد.....

سگ تو روحت خراب کاری کنه که 14 واحد درسایی رو بهم چسبوندی که تو کاردانی با گه خوردن پاس کرده بودم........گدا گشنه


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 25 بهمن 1389 ساعت:19:16 | نویسنده:جیغ

Strange

چشمامو باز می کنم، بیدارم، اطرافمو نگاه می کنم، برام غریبه ست.....همه برام غریبن.

حتی شما دوست عزیز


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 22 بهمن 1389 ساعت:08:51 | نویسنده:جیغ

پیسک دل

چند روز پیش داشتم لینک پیوندهامو مرور می کردم، خیلیا وبلاگشونو حذف کرده بودن ...خیلیا داده بودنش به کسی دیگه و یا دیگه به روز نمیشد وبلاگشون...این وسط چشم به وبلاگ پیسک دل خورد، دلم براش تنگ شد، مدتیه ازش خبری نیست...فکر کنم تو تظاهراتی، جلسه ای، گرفته باشنش و احتمالن اعدامش کردن.......به  هر حال اگه کسی ازش خبری...پیعامی چیزی داره ما رو در جریان بزاره ببینیم این جوونه مردم زنده ست یا نه....


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 18 بهمن 1389 ساعت:16:03 | نویسنده:جیغ

مثلن بازی وبلاگی

بدترین اتفاق زندگی : همونی که فقط خودم می دونم

 

بهترین اتفاق زندگی : خیلی چیزا....یکیش ممکنه یه بستنی سالار باشه تو اوج گرما که جیگرمو حال بیاره

 

بدترین تصمیم : خیلی تصمیما....

 

بزرگترین پشیمونی : نگفتن نه به خیلی ها

 

بهترین تصمیم : تغییر و ادامه زندگیم

 

فرد تاثیر گذار: هر آدم تاثیرگذاری

 

آرزو : هدفم

 

اعتقاد به معجزه : هیچ چیزی بعید نیست....تولد یک نوزاد...لبخند....

 

خوش شناسی : یعنی باور داشتن خودم

 

شخصیت منفور: خیلیا

 

شکستن قلب کسی : تا زنجیری نباشد برای اسیری نمی شکنیم

 

دلیل انتخاب نام وبلاگ : به دلایل خاص خودم

 

محبوب ترین فرد در وب : همه اونایی که خونده می شن و بعدش فحش نمی خورن

 

تعریف از خودم : مهربونی که مهربونیشو واسه هر کسی خرج نمیکنه و پاهاشو زیاد گذاشته اونور خط قرمز

 

رییس جمهور بعدی : مگه داریم؟

 

خوشبختی : وقتی که روحت احساس آرامش کنه

 

خدا: دریا

 

امام حسین: سئوال بعدی

 

اشک : هم اسحله ما خانوما و هم راهی برای تخلیه فشار هی روحی و ....

 

کوه: عظمت

 

فرار از زندان : اون داداشه مایک! خوشگله ها

 

هوش: اگه استفاده ای بشه

 

ایمان مبعلی : فقط می دونم ک ممکنه فوتبالیست باشه

 

ویولن : یک نوعه سازه که گه گاهی بیژن مرتضویی یا هنرمندی رو می بینم که می نوازتش می گم کاش ما هم دستی می کشیدیم بهش

 

رنگ چشم : والا یه تعدادی می گن قهوه ایی روشن و یه عده ی دیگه عسلی...من خودم هنوز تکلیفم روشن نیست

 

رنگ مورد علاقه : ارغوانی- آبی- صورتی – سبز- زرد

 

کلام آخر:

از لی معذرت می خوام خیلی خیلی خیلی که این پستشو دیر  جواب دادم، شرمنده شم اساسی، فتیر، اسیدی.....




ته نوشت:

۱. هیچ کسی رو دعوت نمی کنم چون دوستای باحالی ندارم که دعوتمو جواب بدن و سنگین تر اینه که بی خیالشون بشم و کسی دعوت نشه...اگه احیاننُ بلا به دور ُ کسی خواست بگه اسمشو بنویسم و دعوتش کنم.

 

 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 14 بهمن 1389 ساعت:18:25 | نویسنده:جیغ

تغییرات اساسی۲

مستقل شدن....





ته نوشت:

۱. ذوزنقه بشه اون کسی که فکر کنه مستقل شدن یعنی ازدواج کردن


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 14 بهمن 1389 ساعت:17:58 | نویسنده:جیغ

کجایی ادیسون

اینم عاقبت یک روز بارونی و بی برقی و بی تلفنی و بیکاری در محل کار و یک مشت کارمند شکمویه زیر کار در رو و یک رئیس خودمانی


از نمای بغل


از نمای بالا


اینم از نمای نزدیک



ته نوشت:

۱. دل همتون بسوزه



نسخه قابل چاپ | تاریخ: 13 بهمن 1389 ساعت:08:59 | نویسنده:جیغ