X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وقتیـــ آسمانــــ بهـ زمینـ میچسبد

بعد جشن خلیج

دیشب رفتیم مثلا گردهمایی خلیج فارس که پخش مستقیم داشت از شبکه استانی پخش می شد. البته من تا اخر برنامه نموندم چون سالی که نکوست از بهارش پیداست، تا دلتون بخواد نقص فنی، یه جا می خواستن یه مستند از خلیج فارس بزارن که اول پخش نشد، بار دوم تصویر بود صدا نبود و بالاخره صدا و تصویر اومد. بعد مستند خلیج فارس مجری برنامه اورزپور اومد و از ارکست سفونی حرف زد و کلی تعریف کرد که زحمت کشیدن و فلان و بهمان، من و آبجیم منتظر بودیم حالا چی ببینیم، دیدیم صدا میاد و خبری نیست، ما طبقه بالای سالن نشسته بودیم، تا کمر خم شده بودیم پایین شاید دارن از ته سالن میان و منتظر بودیمو موزیک سمفنیکی هم پخش میشد از بلندگو....که بعد 5 دقیقه صدای خواننده اومده دیدیم که بله داره از پایین میاد بالا و همراه سی دی خش داره اهنگ میخونه. خب شعر و اهنگ قشنگ بود ولی خب خوب بلد نبود لب بزنه، یه جا بود تو شعر خواننده صداشو می کشید و به قول معروف چه چه می زد اون آقا دهنش بسته بود.
خواننده ی بعدی فکر کنم و اگه اشتباه نکنم عبدالحسینی بود اون لب خونیشو خوب اجرا کرد ولی بعدش خواننده ی پاچه خوار امیر کهکشان که شعرشون با همت مضاعف شروع کرد کلی سوتی داد، خیلی جاها که مکث می کرد سی دی داشت میخوند و اون مجبور میشد فورا میکروفن رو بگیره دم دهنش. بعله آهنگ خیلی زیبایی داشت و ای کاش که زنده اجرا میشد.
احتمالا ارشادگدا گشنه نخواسته پول رفت و اومد و جا خواب باقی هنرمندای گروه رو بده خواننده ها رو با سی دی شون اورده لب بزنن که ریدن.
تقریبا بعد از اجرای بزرگ و باشکوه( گه خوریا) گروه سمفونیک خیلیا از جمله ما رفتن.
البته بگم که به خاطر وجود وزیر ارشاد و فرماندهان انتظامی و نظامی و استاندار و شهردار و فرماندارو فک و فامیلاشون اونجا خیلی مامور بازار بود.
آها اینم بگم که اقای افشار سیستانی هم اومد حرف زد نمی دونم کی بود ولی خیلی حرف زد خیلی، از همه چی گفت از بیگانه تلویزیون کامپیوتر لباش پوشیدن جوونا پرتغالی ها افریقا و ... . ولی از خلیج فارس چیزی نگفت و اگه گفت من ربطشو با بقیه حرفاش نفهمیدم.

ای کاش ای کاش برای خلیج فارس بیشتر و بهتر از این ارزش می زاشتن و دلسوزانه تر برنامه می چیدن .






ته نوشت:
1. دیشب اولین بار بود که این همه پلیس یه جا می دیدم، اول یه جا نشسته بودیم که پلیسا اومدن نشستن دور و ورمون به آبجیم گفتم فکر کنم  تو لونشونیم، پاشو بریم.
2. و اولین بار بود که با دیدن این همه پلیس و الگانس دست نمی بردم به شالم که بکشمش جلو
3. اولین بار بود که ارشاد یه کارت دعوت خوشگل چاپ کرده بود.
4. نمی خواستیم بریم مامان گفت به خاطر خانم سایبانی برید که هردفعه زحمت می کشه کارت دعوت میاره تا  خونه.
5. کارت خبرنگاریم  هم اومد، زنگ زدن بیا واسه کارای حراست.