X
تبلیغات
رایتل
اینجا، جیغ از جفنگیات ، خزعبلات ، تفکرات خود می نویسد!

خدای من

این راه را فقط یکبار میگذرانم، پس هر کار خوبی که از دستم برمی آید بگذار همین حالا انجام دهم و هر صحبت و محبتی که میتوانم بگذار همین حالا بکنم، مگذار غفلت کنم و دلی را برنجانم و یا کینه ایی را به دل گیرم زیرا این راه را دوباره نخواهم پیمود. 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 8 خرداد 1395 ساعت:13:15 | نویسنده:جیغ

تیر


دریا به وقت باد سُهیلی
برچسب‌ها: دریا، بادسهیلی، موج، جنوب

نسخه قابل چاپ | تاریخ: 6 تیر 1396 ساعت:12:29 | نویسنده:جیغ

خُرداد


نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن
ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ سه تتار بشکن


برچسب‌ها: محمدرضا شفیعی کدکنی، شعر، تابستان، دریا، شب، حبیب

نسخه قابل چاپ | تاریخ: 23 خرداد 1396 ساعت:11:16 | نویسنده:جیغ

اُردی بهشت

روزا میان و میرن اما تو بعد از یه سری اتفاق ها هیچ وقت اون آدم قبلی نمیشی ...


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 31 اردیبهشت 1396 ساعت:22:09 | نویسنده:جیغ

فروردین

دیروز رفتم که راضی ش کنم سیزده به در همراه ما بیاد بریم خارج شهر، بچه هاش گفتن ما که جرات نداریم ، رفتم پیشش تو حیاط هم قدمش شدم و صحبت کردیم و درددل کرد و حرفها زد و من شنیدم و باهم درختا و گلهای حیاطو آب دادیم، تو مسیر برگشت به خونه بهش گفتم باید با ما بیای سیزده به در نگاهی کرد و قهقه زد با تعجب نگاهش کردم.

گفت اگه زنده بودم، گفتم انشاالله که صدسال زنده باشین اما چرا حالا که بما رسید همچین حرفی میزنید؟

خلاصه راضی شد و ما برگشتیم ...

امروز صبح زنگ زدن که مُرده ... 


نسخه قابل چاپ | تاریخ: 12 فروردین 1396 ساعت:18:07 | نویسنده:جیغ

اسفند دوستداشتنی

همیشه اسفند رو دوست داشتم، اینقدر برات مشغله آفرینی میکنه که تا به خودت میای میبینی  سر سفره عید نشستی و سال تحویل شده
نسخه قابل چاپ | تاریخ: 29 اسفند 1395 ساعت:10:49 | نویسنده:جیغ

کاسب های قلدر

همیشه با خودم فکر میکردم  و نقشه ها میکشیدم در مورد دکور و چیدمان خونه خودم که چنین کنم چنان کنم، کلی ایده ، کلی طرح بکش و رنگها رو با هم ست کن و فیلان و فیلان ....

آخرش در عمل

اولش معمار گند میزنه 

بعد برق کار

بعد لوله کش

بعد سرامیک کار

بعد گچ کار

بعد کابینت کار 

و الی آخرررررررر

وقتی هم که از طرز کارشون ایراد میگیری میگن خونه قناس ه قناس...

برچسب‌ها: کاسب_های_قلدر، خونه، خانه، پیشه_وران

نسخه قابل چاپ | تاریخ: 30 بهمن 1395 ساعت:11:48 | نویسنده:جیغ
  1    2    3    4    5    ...    66  >>